روانشناسی ومشاوره
psychology & counseling 
قالب وبلاگ

هوش هیجانی:

مقدمه:

لحظاتی که به اعمال هيجانی دست می زنيم، اما بعداً که آرام تر شديم، از کرده مان پشيمان می شويم. نيروی هيجانها در حيات ذهنی بهترين صورت به ما نمايانده می شود. سؤال اينجاست که چگونه به اين آسانی و تا به اين حد غير منطقی و در بعضی مواقع جزء پست ترين جانداران قرار می گيريم. چرا بايد در مواقع هيجانی کاری کنيم که بعد موجب سرافکندگی و پشيمانی مان شود، چرا شعار روزانه و شادمانه « روز به خير» به لحن پرخاشگرانه « خدمتت می رسم» مبدل شده، چرا و خيلی چراهای ديگر که همه ما در طول روز بارها يا شاهد آنها هستيم و يا خودمان باعث ايجادشان می شويم.

اخبار روزانه مملو از گزارشهايي در زمينه از هم پاشيدگی مدنيت و امنيت است. از قتل و خونريزيهايي حکايت دارد که از عنان گسيختگی تکانه های خبيث ناشی می شوند و همه اينها از طغيان هيجان ها در زندگی ما و اطراف ما پديد می آيد و اين موج به طرق مختلف به زندگی همه ما راه پيدا می کند. انواع گزارشهايي که بر افزايش ناشايستگی هيجانی، نوميدی و بی پروايي در زندگی خانوادگی، جامعه و زندگی جمعی ما دلالت دارند. اين سالها بيانگر اوج گيری موج خشم و نااميدی بوده اند که با کمی تأمل و نگاه به صفحات رنگين حوادث مجله ها و روزنامه ها آشکار می شود انواع قتل و خودکشی و آزار و روابط نامشروع و خيلی چيزهای ديگر که انجامشان توسط افراد مختلف از مادر که منبع عاطفه می باشد گرفته تا ... .

و حال برای کمک به ايجاد شرايط بهتر برای زندگی ، چه چيزی را می توانيم تغيير دهيم؟ چه عواملی دست اندر کارند که برخی افراد دارای هوشبهر بالا،در زندگی ضعيف عمل می کنند و کسانی که هوشبهر متوسطی دارند، در کمال تعجب به خوبی عمل می کنند. اعتقاد بر وجود توانايي نهفته،در انسان است که به عنوان هوش هيجانی مطرح می باشد که با توجه به تحقيقات انجام گرفته در حال حاضر بيشترين تأثير را در زندگی فردی و اجتماعی افراد ايفا می کند. در اين تحقيق سعی شده است تأثير آن را بر پرخاشگری مورد بررسی قرار دهيم.و با بررسی عمل و عوامل عاطفی به وجود آورنده پرخاشگری قدمی بس اندک برای کمک به افرادی که از نظر عاطفی، روانی مشکل دارند و فاقد رفتار مناسب در فعاليتهای روزمره خود هستند برداشت.

پيشينه مطالعه هوش هيجانی:

پيشينه هوش هيجانی را می توان در ايده های وکسلر به هنگام تبيين جنبه های غير شناختی هوش عمومی جستجو کرد و کسلر در صفحه 103 گزارش 1943 خود درباره هوش می نويسد: « کوشيده ام نشان دهم که علاوه بر عوامل هوشی، عوامل غير هوشی ويژه ای نيز وجود دارد که می تواند رفتار هوشمندانه را مشخص کند. نمی توانيم هوش عمومی را مورد سنجش قرار دهيم مگر اين که آزمونها و معيارهايي نيز برای سنجش عوامل غير هوشی در برداشته باشد». و کسلر در صدد آن بود که جنبه های غير شناختی و شناختی هوش عمومی را با هم بسنجد. تلاش او در اين زمينه را می توان در استفادهء وی از کاربرد خرده آزمون های تنظيم تصاوير و درک و فهم که دو بخش عمدهء آزمون وی را تشکيل می دهند دريافت . در خرده آزمون درک و فهم « سازگاری اجتماعی» و در تنظيم تصاوير شناخت و تمييز « موقعيتهای اجتماعی» مورد بررسی قرار می گيرد. پژوهش های انجام شده توسط سيپس و همکارانش (1978) نيز نشان می دهد که بين درک و فهم تصاوير وشاخص های هوش اجتماعی پرسشنامه شخصيت کاليفرنيا , هم بستگی معنا داری وجود دارد.( شريفی 1375).

ليپر (1948) نيز اين باور بود که « تفکر هيجانی» بخشی از تفکر منطقی است. و به اين نوع تفکر  يا به معنای کلی تر « هوش» - کمک می کند. روان شناسان ديگری نظير ميير ( 1993) و سالووی  نيز پژوهش های خود را بر جنبه های هيجانی هوش متمرکز کرده اند. پژوهشگران از طريق سنجش مفاهيمی مانند مهارتهای اجتماعی, توانمندی های بين فردی, رشد روان شناختی و آگاهی های هيجانی که همگی مفاهيمی مرتبط با هوش هيجانی هستند به بررسی ابعاد اين پژوهش پرداخته اند. دانشوران علوم اجتماعی نيز به کشف روابط بين هوش هيجانی و سبکهای مختلف مديريت و رهبری و عملکردهای فردی و تغييرات درون فردی و اجتماعی و انجام ارزش يابی از عملکردهای فردی و گروه همت گماشته اند.

با اين وجود موضوع هوش هيجانی از سال 1995 به عنوان يکی از مقوله های داغ پژوهشی درآمد و پژوهشگرانی چون, « گلمن» و « بار  اون » کتابی تحت عنوان « هوش هيجانی »در سال 1995 و 1997 منتشر ساختند که يکی از پر فروش ترين کتابهای سال شناخته شد. تعريف بار  اون از هوش هيجانی بر کار « مايرو سالووی» مبتی بود. اما عوامل شخصيتی ديگریرا نيز به آن افزود. گلمن به لحاظ اهميتی که دوران کودکی در شکل دهی واکنش های هيجانی ماندگار دارد.

حساسيت تعامل کودک با والدين , رسانه های گروهی و برنامه های کامپيوتری که بيشتر عمر کودکان را به خود اختصاص داده, بر لزوم آموزش مهارتهای هيجانی در مدارس اشاره می کند. چرا که او « هوش هيجانی» را زير بنایجنبه های مهم شخصيت و عامل موفقيت در تمامی امور زندگی می شمرد. گلمن کسب مهارتهای هيجانی را تحت عنوان « دانش هيجانی» نام برده و آموزش آنرا از دوران کودکی در خانواده و مدرسه الزامی دانست.

« بار  اون » ( 1997) نيز هوش هيجانی را مجموعه ای از توانايي های غيرشناختی شمرد که با ويژگی های شخصيتی رابطه دارد. او سياهه ی هوش هيجانی را طراحی کرد که براساس گزارش های شخصی از آزمون جمع آوری می گردد. « بار  اون» ويژگي های شخصيتی چون قاطعيت , عزت نفس, خودشکوفايي , استقلال , خود آگاهی , مسئوليت پذيری , همدلی , مشکل گشايي, وافعيت سنجی , انعطاف پذيری , تحمل فشار روانی, کنترل تکانه , خرسندی , خوش بينی, روابط بين فردی مناسب را اساس رشد « هوش هيجانی» برشمرد.

امروزه موضوع هوش هيجانی در معرض نظرهای گوناگون قرار دارد . چنان که گروهی از پژوهشگران بر جنبه ارثی بودن و گروهی بر جنبه ی اکتسابی بودن آن تأکيد ورزيدند و از اين رو, راهبردهای آموزشی متفاوتی در مدارس و دانشگاهها برای ارتقای « هوش هيجانی» پيشنهاد و برنامه ريزی گرديده است.

تعريف هوش هيجانی:

تعريف هوش هيجانی نيز مانند هوش شناختی دشوار است . با اين حال تعاريف مختلفی از آن شده که به آنها اشاره می شود.

دانيل گلمن ( 1996) هوش هيجانی را چنين توصيف می کند. هوش هيجانی نوع ديگری از هوش است. اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصميم های مناسب در زندگی است. توانايي ادارهء مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانشهاست. عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نيافتن به هدف, در شخص ايجاد انگيزه و اميد می کند. هم حسی يعنی آگاهی از احساسات افراد پيرامون شماست. مهارت اجتماعی يعنی خوب تا کردن با مردم و کنترل هيجانهای خويش در رابطه با ديگران و توانايي تشويق و هدايت آنان است. ( احمد جلالی, « هوش هيجانی» ويژه نامه ارزش يا بی تحصيلی فصلنامه تعليم و تربيت , شماره 70 و 69 , ص 92).

پيتر سالووی ( 1993) هوش هيجانی را نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانايي کنترل هيجان های خود و ديگران و تمايز بين آنها و استفاده از اطلاعات برای راهبرد تفکر و عمل دانسته. ( دانيل گلمن, هوش هيجانی, ترجمه نسرين پارسا, چاپ دوم, تهران, رشد, 1382, ص 72).

بار  آن ( 1997) هوش غير شناختی, ابعاد شخصی , هيجانی, اجتماعی و حياتی هوش را که اغلب بيش تر از جنبه های شناختی آن در عملکردهای روزانه مؤثرند, مخاطب قرار می دهد. هوش هيجانی با توانايي درک خود و ديگران (خود شناختی و ديگر شناختی) ارتباط با مردم و سازگاری فرد با محيط پيرامون خويش پيوند دارد. به عبارت ديگر, « هوش غير شناختی  پيش بينی موفقيتهای فرد در ميسر می کند و سنجش و اندازه گيری آن به منزلهء اندازه گيری و سنجش توانايي های شخص برای سازگاری با شرايط زندگی و ادامه ء حيات درجهان است.»

( احمد جلالی, « هوش هيجانی» ويژه نامه ارزش يابی تحصيلی , فصلنامه تعليم و تربيت , شماره 70 و 69 , ص 100).

هوارد گاردنر  ( 1983), وی در تعريف نوع متفاوتی از هوش تعريف زير را ارائه نمود:

« هوش بين فردی توانايي درک افراد ديگر است : يعنی اينکه چه چيزی موجب برانگيختن آنان می شود, چگونه کار می کنند و چگونه می توان با آنان کاری مشترک انجام داد.

بازارياب های موفق, سياستمداران, معلمان, پزشکان, و رهبران مذهبی احتمالاً در زمرهء افرادی هستند که از درجات بالايي از هوش ميان فردی برخوردارند. هوش درونی فردی .... توانايي مشابهی است که در درون افراد وجود دارد. اين هوش , به استعداد تشکيل الگويي دقيق و واقعی از خود فرد و توانايي استفادهء از آن الگو برای استفاده ثمر بخش در طول زندگی اشاره دارد.

( دانيل گلمن, هوش هيجانی, ترجمه نسرين پارسا، تهران ، رشد ، 1382،ص 69).

 


موضوعات مرتبط: عمومی(روانشناسی ومشاوره)
[ جمعه 6 اسفند1389 ] [ 11:21 بعد از ظهر ] [ مهدی جلالی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هر چه هست برای مصلحتی است ،هر که هست به خاطر منفعتی است ،هیچ چیز به خودش نمی ارزد هیچ کس به خودش چیزی نیست همه چیز را و همه کس را برای سودی وفایده ای گذاشته اند . این وبلاگ شخصی و فقط جهت اطلاع رسانی در زمینه مشاوره وروانشناسی با موضوعات خانواده ،ازدواج،موفقیت،مسائل تربیتی فرزندان،تحصیلی وسلامت روان و... می باشد از شما عزیزان خواهشمندیم جهت هر چه بهتر شدن آن ما را از نظرات سازنده خود بهره مند نمایید .
موضوعات وب